شعر حماسی خواهر غریبی در رثای حضرت فاطمه زهرا(س)

خواهر غریبی از شاعران انقلابی بسیج مداحان خوزستان در رثای حضرت فاطمه زهرا(س)شعر حماسی خواند

 خواهر غریبی از شاعران انقلابی بسیج مداحان خوزستان در رثای حضرت فاطمه زهرا(س)شعر حماسی خواند

متن آن به شرح ذیل می باشد :

قصه ی بغض قریش از نسب هاشمی است

باز وا کرده زمان شعب ابو طالب را

صف به صف جبهه شلوغ است وکفاییست جهاد

 عشق فریاد زد این مستحب واجب را

 

تب تحریم فروکش کند آخر اما

قصه ی جبهه شناسیست که سنگر گیریم

آتش از سمت ابوجهل و شر از بولهب است

دست باید که به دامان پیمبر گیریم

 

ما پر از حس جنونیم و پر از دریاییم

خون سلمانی ما باز به جوش آمده است

روی پیشانی ما حک شده مردان جهاد

نفس زهرایی زنها به خروش آمده است

 

اصل  اِف اِی تی اِف از دامن صهیون آمد

خواست سردار اُحُد را به که تحویل دهیم؟

بهتر این است جواب تب مزدوران را

دست زلزال و ظفر ، کوثر و  سجیل دهیم

 

خون دل خون جگر خون سر و سینه که هیچ

ما جگرسوزترین ناله ی عاشوراییم

غیرت ما به علی رفته در الصبر الصبر

در دفاع از حرم امن ولا زهراییم

 

 

این تعهد که پر از ذلت و نامردی بود

بند پایانی آن عزت مردانه ی ماست

موریانه گذرش سمت تو هم میافتد

فصل نابودی صهیون جنم اشترهاست

 

ما سر جنگ نداریم و پر از عاطفه اییم

باهمه اهل وفاییم به غیر از طاغوت

بشنود صهیونِ در لاکِ دفاعی رفته

بعد سردار بسازد به سپاهش تابوت

 

در دفاع از حرم عشق همه معتکفیم

آنقدر جبهه شلوغ است و تن از سر سیر است

پاسخ شمر پس از ریختن خون حسین

صبر نه عاطفه نه حرف سر و شمشیر است

 

هرکه در وهم براندازی این ملت بود

با چهل سالگی مکتب از این خواب پرید

ملک ری ، خاک ری و بوی ری و گندم ری

عمرسعد نه در خواب و نه بیداری دید

 

ما شهیدان امیدیم و به پاییم هنوز

چادر خاکی زهراست نگهدار حرم

گریه کن های پر از داغ غم زهراییم

سرسپرده به غم فاطمه سردار حرم

 

حامیان حرم عمه ی سادات شدیم

ما که یک عمر گلاویز غم زهراییم

نسل سبزی که سر سرخ به طوفانها داد

زخمیِ مانده به پایِ جَرَیانها ماییم

 

شاعری سوخته ام در طلب شهد شهود

از تولد شده ام سخت گرفتار حرم

ما اَنا ، ما خَطَری ، پست و حقیرم اما

مشتری کرده مرا گرمی بازار حرم

*سازمان بسیج مداحان خوزستان*

شاعره 

غریبی از آبادان